دام های زمان در تدریس ریاضی
ضعف در برقراري ارتباط براي نفوذ در مخاطب
بايد ساز و کارهاي يادگيري او را شناخت و با او ارتباط بر قرار کرد. بعضي انسان ها از طريق تصوير و بعضي از طريق شنيدن بهتر ياد مي گيرند. اغلب، نشان دادن يک شکل همراه با يک مثال شهودي مي تواند، به تفهيم بهتر و بيش تر مطلب کمک کند. اگر ارتباط درستي با دانش آموز بر قرار نشود، زمان زيادي از تدريس صرف آموزش يک مفهوم خواهد شد. برخي از نمونه هاي ارتباط صحيح نداشتن با دانش آموز را در زير مي آوريم : * سخن گفتن با تخته و ديوارها و کف اتاق و سقف، به جاي نگاه کردن به دانش آموزان هنگام سخن گفتن؛ * استفاده کردن از برخي جمله ها، نظير: اين مطلب ساده است، بديهي است، واضح است و ....؛ * نشان ندادن هيجان؛ * دائم به ساعت نگاه کردن؛ * به خاطر نسپردن نام دانش آموزان؛ * تشويق نکردن دانش آموزان؛ * داشتن رفتار اهانت آميز و تحقير کننده .
سپردن کارها به نحو غير مؤثر
اغلب ما معلمان ترجيح مي دهيم، تمام قسمت هاي آموزش را خودمان انجام دهيم . حتي بعضي از معلمان ترجيح مي دهند، تمامي تمرينات را خودشان حل کنند! چرا که معتقدند، دانش آموزان تسلط کافي ندارند و اگر آنان تمرينات را حل کنند، بخشي از وقت کلاس گرفته مي شود. در صورتي که به جاي اين گونه صرفه جويي ها در زمان، بايد راهکارهاي ديگري يافت. در اين رابطه مي توان به برخي از موارد راهگشا اشاره کرد: * معرفي يک کتاب تمرين در کنار درس، مي تواند زمان زيادي براي آموزش بهتر ذخيره کند. اين که بدانيم کدام تمرينات را در کلاس حل کنيم، خود مسأله اي مهم است که از راه تجربه به آن مي رسيم . ولي پرداختن به برخي سؤالات و آن ها را بهتر و کامل توضيح دادن و راهنمايي کردن و دادن جواب نهايي به تمرين ها، مي تواند در زمان تدريس صرفه جويي کند. * در مورد حل تمرين ها بايد توجه داشت که مدت تمرين کوتاه باشد، و در صورت لزوم با فاصله تکرار شود. کار تمرين به صورت عادي ممکن است کسالت آور شود و اگر مدت آن طولاني نيز باشد، علاقه به مطلب را از بين مي برد . * تأکيد بر درستي جواب مسأله باشد، نه بر سرعت به دست آوردن آن. برخي از بخش هاي آموزش را مي توان به خود دانش آموزان سپرد. کار گروهي و گروه بندي دانش آموزان و سپردن چند نفر به دست يک نفر و يا محول کردن برخي از موارد آموزشي به دانش آموزان برتر، مي تواند در کيفيت آموزش تأثير بسزايي داشته باشد، هر چند اين موارد در شروع کار کمي بيش تر از حد معمول وقت کلاس را مي گيرد، ولي به مرور به عاملي براي صرفه جويي در وقت تبديل مي شود. موکول کردن انجام تمرينات به منزل اگر حساب شده نباشد و يا مواردي تکراري داشته باشد، انگيزه کار را از بين مي برد. از جمله نکاتي که در حل تمرينات توسط دانش آموزان در منزل بايد رعايت شود، استفاده نکردن از حل المسائل هاي رايج در بازار است. معلم بايد به گونه اي بر خورد کند که اثرات منفي اين کار براي دانش آموزان روشن شود و آن ها براي حل تمرين ها مجبور به فکر کردن شوند. بازبيني تکاليف دانش آموزان از موارد مهمي است که زمان زيادي بايد صرف آن شود. معلم مي تواند بر حسب نوع کلاس، راهبردهاي گوناگوني را در اين زمينه انتخاب کند. برخي از اين راهبردها از اين قرارند : * چند نفر را به تصادف انتخاب کنيد، خصوصاً با استفاده از اعداد تصادفي، با کمک ماشين حساب در حضور شاگردان و به بررسي تکاليف آن ها بپردازيد. * هر دانش آموزي که براي حل تمرين پاي تخته فرا خوانده مي شود، دفتر او هم بازديد شود و حل برخي از تمرين هاي او کنترل شود. * از سرگروه ها ( در صورت گروه بندي کلاس ) بخواهيم قبل از آمدن معلم، کار اعضاي گروه را کنترل کنند و در بدو ورود معلم گزارش کار را ارائه دهند. * دفاتر دانش آموزان جمع شود و در يک زمان، در صورت امکان، خارج از وقت کلاس، ملاحظه شوند. * در شروع هر کلاس از تمرينات انجام شده، با يک يا دو سؤال امتحان گرفته شود.
بي توجهي به سؤالات دانش آموزان
يک سؤال حساب شده و مناسب مي تواند، زمينه ساز يادگيري يک مفهوم باشد. مي تواند انگيزه دانش آموز را نسبت به آنچه به او آموزش داده مي شود بالا ببرد و همچنين، ذهن کنجکاو او را با مسأله درگير کند. از فرمايشات معصومين ماست که: " حسن السؤال نصف العلم "؛ نيمي از علم و يادگيري در خوب سؤال کردن است. ولي بعضي از اوقات در ارتباط با موضوع سؤال کردن برخوردهايي در کلاس مي شود که ظاهراً براي صرفه جويي در زمان تدريس است. ولي در باطن سرعت آموزش و ياددهي را کاهش مي دهد.